

با تبریک پیشاپیش عید نوروز 89 ، هم اکنون مجموعه ای کامل از اس ام اس
های تبریک عید نوروز را آماده کرده ایم که می توانید در ادامه این اس ام
اس ها را مشاهده کنید.










همیشه دست در جیب کردن یکی از لحظه های سخت زندگیم بوده








) و گذراندن چند ساعت از اوقات مبارکم با کچل خان حدودا 12 شب برگشتم خونه . 
















و ویلونی رو که قبلا پسندیده بودم با یک کتاب و سی دی و 3 تا تاندول ویولون با چق چق فراوان به قیمت ... گرفتیم ( قیمت هم محض کلاس گفته نمی شه ) 






از اونجا بره که من برم تو ( آخه سایه منو باتیر میزنه این آنجلیکا ) و تا حدود 12 شب با هم بودیم .

و پدر مبارکمون رو در آورد 



راضی بودم جون به عزرائیل بدم اما اون همه پول به مامانم ندم که خودمم نمی خواستم بدم اما طی مراحلی گفتمان وار ازم گرفت 









) چند تا آهنگ زدم با ویلونم که کل آپارتمان رو به شور آورده بود . جلوی در خونه عمه اینا تجمع کرده بودن و یک صدا داد می زدن :














آسایشگاه فرخنده
مرکز نگه داری کودکان معلول ذهنی
در این مرکز در حال حاضر 84 کودک زندگی می کند .

شرایط زندگی این کودکان در عکسها گویاست .
آمار مرگ و میر در این کودکان بالا و در سالهای اخیربی سابقه ست .

هفته ی پیش یکی دیگر از این کودکان جان سپرد .

بوی بسیار زننده و متعفن ادرار به بازدید کننده ها مجال نمی ده تا بیشتراز 4-5 دقیقه در خوابگاه این کودکان معصوم بمونند .

عمر متوسط دراین کودکان 10 تا 14 سال است .
شاید نیاز این بچه ها به کمکهای غیر نقدی شما خیلی زیادتر از حد تصورتون باشه.

نیازی نیست برای کمک به بهبود شرایط این بچه ها پول بدید ، اگر درخونه تون پتو ، لحاف یا بالش تمیز سایز کودک دارید ، اگه فرش یا گلیم یا زیر انداز تمیزی دارید از اهدای اون به این بچه ها دریغ نکنید .

مطمئن باشید که خدا لطف شما را به این بچه ها هرگز فراموش نمی کنه .
دادن لباس کودک و یا اسباب بازی به این بچه ها دنیای اونها را متحول می کنه اکثر این بچه ها یتیم و یا رها شده هستند .
حالا که دنیا اونها را فراموش کرده شما اونهارا فراموش نکنید .
مطمئن باشید این بچه ها با احساسهای پاکو کودکانشون محبت شما را درک می کنند
.
به اونها به خاطر این عمرهای خیلی کوتاه و پر رنجشان رحم کنید تا خدای بزرگ لطف شما را در جا و مکانی که تصورش را نمی کردید بی پاسخ نگذارد..
کمکشان کنید تا این چند سال کوتاه زندگیشان بیشتر از این در مشقت و رنج باشند .
در خارج، کودکان اوتیسمی مستقیما زیر نظر روانشناسان قرار میگیرند تا به آنها کمک شود تا زندگی راحت تری داشته باشند .
اما در ایران ، این کودکان که خود مستعد مرگ هستند به تخت بسته می شوند و ساعتها به همان حال رها می شوند .
کمکهای خودتون را مستقیما به خود مرکز ببرید .
آدرس مرکز:
تهران - میدان آزادی - خ محمد علی جناح - خ شهید صالحی - خ شهید ناصرولدخانی - پلاک 66 - مرکز نگهداری کودکان معلول فرخنده
این خودرو با برخورد به گاردهای كنار جاده منحرف شده و به صورت معجزه آسایی در محلی كه مشاهده می كنین و با چرخش 180 درجه متوقف شده است.
اما
نكته حیرت آور این عكس فقط این چرخش فوق العاده نیست.
برای دیدن ادامه به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

هنگامی که حکم اخراج بی دلیلش را از رییس دریافت کرد، یک نفس عمیق کشید و محترمانه به او گفت:"شاید قدرت و مقام شما از من بیشتر باشد اما من خدایی دارم که قدرتش بی نهایت است، میدانم تا او نخواهد من اخراج نمی شوم و شماهم هیچ نمی توانید بکنید" و ضمن ادای احترام از اتاق رییس خارج شد. با خیالی آسوده به خانه رفت و آن شب را در میان خانواده جشن گرفت و به سرور پرداخت. او همیشه درچشمانش سخنان بی شماری با خدا داشت و رفتارش با دیگران نمونه ای از عبادت بدون شرط بود. درمواقع گرفتاری خونسرد و آرام بود و از ناامیدی پرهیز می کرد، به مسایل نگاه مثبت داشت و از موج منفی دیگران رویایی سبز و زیبا می ساخت.
فردای آن روز بی تفاوت به اتفاقی که افتاده است به محل کارش رفت. به پشتوانه احساسی که در ذهنش به وجودآمده بود و یقین به حل مشکلش، امیدش دوچندان شده بود. وارد دفتر کارش شد و آرام آرام به سوی اتاق رییس گام برداشت، در ذهن دغدغه مشکلش را احساس نمی کرد و منتظر یک اتفاق یا پیشنهاد جدید بود. بعد از احوالپرسی، از منشی رییس اجازه ورود خواست اما موفق به ورود نشد...
هنگامی که انسان در مسیر زندگی با مشکلاتی مواجه می شود قطعا به دنبال فردی، وسیله ای یا قدرتی می گردد تا به کمک او مشکل خود را حل کند. آدم ها معمولا اگر از حضور فردی توانمند و با نفوذ در زندگی خود برخوردار باشند که بتوانند مشکلات خود را به راحتی توسط او حل و فصل نمایند، جسارت، آرامش و امنیت خاطر پیدا می کنند و درهنگام رویارویی با مشکلات فورا به یاد او می افتند و از او طلب یاری می کنند و یا پشتوانه وی به نورد مشکلات می روند. آن ها همیشه آن فرد بانفوذ را به یاد دارند و مورد ستایش و تقدیر خود قرار می دهند. فرد توانمند را برگ سبز مشکلات می دانند و سعی می کنند با ادای احترام و انجام اعمال و رفتاری که مورد پسند وی باشد او را برای خود حفظ نمایند تا از موقعیت و امتیازاتش بهره مند گردند.
در این هنگام فرد از رویارویی با مشکلات احساس ناتوانی و ترس و دلهره ندارد و به فکر نذر و دعا و راز و نیاز برای رفع مشکل خود نمی افتد. او با خیال آسوده تنها چشم امید به حامی توانمند و بانفوذ خود دارد و با ستایش و تمنا از او سعی بر رفع مشکل می کند.
شاید در نظر برخی افراد این موضوع ایده آل باشد و همیشه حسرت داشتن چنین موقعیتی را در دل کشیده باشند. آن ها از اینکه بتوان مشکلات را به کمک دیگری به راحتی و بدون دردسر حل نمود اظهار خرسندی می کنند و در زمان مواجهه با مشکلات به دنبال فرد یا موقعیتی می گردند که به این شکل مشکل خود را حل کنند. آن ها مدت ها به دنبال چنین شخص و موقعیتی می گردند اما کم تر کسی از این افراد توانمندترین و بانفوذترین حلال مشکلات را به یاد می آورد و به امید او وارد مشکلات می گردد.
به ادامه داستان بالا بر می گردیم، بعد از احوالپرسی، از منشی رییس اجازه ورود خواست اما موفق به ورود نشد زیرا رییسی وجود نداشت که او بخواهد وارد اتاقش شود، منشی به او گفت که اول صبح امروز طی حکمی از مقامات بالا رییس اداره به منطقه دیگری انتقال یافت و به این ترتیب حکم اخراج او هم لغو گردید و می تواند در صورت تمایل به کار خود ادامه دهد.
بله، ما آدم ها همیشه در آرزوی داشتن قدرت، موقعیت یا شخص بانفوذ و فوق العاده ای هستیم که بتوانیم توسط آن بر مشکلات فائق آییم اما هیچ گاه به این نتیجه نمی رسیم که خداوند بزرگ و توانا، پدر دلسوز و مهربان ماست که با قدرت بی کران خود می تواند همه مشکلات ما را در یک لحظه ناپدید کند، ما فراموش می کنیم که او عاشق یاری رساندن به ما است و تنها کسی است که تمام و کمال از مشکل ما و راه حل آن باخبر است، فراموش می کنیم که مشکل ما تنها با خواست و اراده او حل شدنی است و اگر او بخواهد یا نخواهد هیچ قدرتی توان مقابله یا تغییر نظر او را ندارد.
جالب است! ما انسان ها که همیشه به دنبال فرد توانمند و بانفوذی می گردیم تا حامی و حلال مشکلات ما باشد و سعی می کنیم تا با ادای احترام و انجام اعمال مورد پسند وی، او را برای خود حفظ کنیم چرا خدا و قدرت بی کران او را از یاد می بریم و هیچ گاه به داشتن او افتخار نمی کنیم و با انجام اعمال و رفتار مورد پسند و ی سعی نمی کنیم تا تنها او که عاشق واقعی ما است را برای خود حفظ کنیم. چرا ما تنها زمانی از خداوند طلب یاری می کنیم که تمام درها بر روی ما بسته شده است و هیچ کسی نمانده است تا توان حل مشکل مارا داشته باشد؟ چرا در همان لحظه اول حضور پدر دلسوز، مهربان و قدرتمند خود را از یاد می بریم و به سراغ آفریده های او می رویم تا مشکل ما را حل نمایند؟ ما فراموش می کنیم که فرد مورد نظرمان خود آفریده خداوند است و تنها با خواست و اراده خدا توان حل مشکل ما را دارد. بنابراین به اشتباه به او متوسل می شویم و از او درخواست کمک می کنیم.
اما اگر ما به جای توسل و توکل به قدرت ناچیز دیگران به خداوند توانا عنایت کنیم تنها با حفظ یاد او در دل هایمان به خواسته هایش توجه کنیم همیشه مورد لطف و عنایت بدون منت و بدون قید و شرط او قرار خواهیم گرفت. قدرتی که بی کران است و هیچ چیز و هیچ کس توان مقابله با آن را ندارد. آن وقت است میتوانیم به جای این که بعد از بسته شدن تمام درها به درگاه خدا برویم و بگوییم که خدایا من یک مشکل بزرگ دارم، در همان ابتدای کار با خیالی آسوده و بدون نگرانی به مشکلات بگوییم که من یک خدای بزرگ دارم.
